انشا در مورد جان بخشی به اشیا

 مقدمه:

من مداد هستم یکی دیگر از ابزارهای ضروری برای نوشتن یا نقاشی کشیدن بچه ها در مدرسه. من از خاک رس، گرافیت و چوب ساخته شده ام. کودکان در مدرسه ابتدا یاد می گیرند چطور با من بنویسند. برای تیز کردن من از تراش استفاده می شود.

من برای همه افراد در زندگی بسیار مفید هستم، در دنیای مدرن امروزی انواع متفاوتی از مداد با رنگ های مختلف یافت می شود، شاید جالب باشد بدانید 20 سانتی متر از من می تواند تقریبا 26 تا 55 هزار کلمه بنویسد.

بد نیست تاریخچه من را بدانید، بعد از کشف ذخایر گرافیت در انگلستان دقیقا در سال 1564 من به وجود آمدم. از زمان به بعد آنقدر محبوب شدم که علاوه بر نوشتن برای رنگ آمیزی در نقاشی استفاده می شدم.

من در کارخانه ای که مداد تولید می کرد به دنیا آمدم. نام شرکتی که من را ساخته بود روی من چاپ شده بود. آرام آرام همراه با مدادهای دیگر بسته بندی شدم. پس از آن، من را به یک مغازه لوازم التحریر فرستادند.

یک روز بچه ای با پدرش آمد تا چند چیز بخرد. او یک جعبه مداد، یک تراش، یک پاک کن و یک خط کش خرید. چشمانش به قفسه ای که مدادهای زیادی از جمله من در آن نگهداری می شد افتاد. مغازه دار مارک من و چند تای دیگر را پیشنهاد داد. اما کودک من را انتخاب کرد، من بسیار هیجان زده شدم. بعد من را به خانه برد و چند روزی را در کمد تاریک گذراندم. یک روز کودک منو بیرون آورد و با تراش تیزم کرد و مرا درون جعبه مداد خود قرار داد و به مدرسه برد. من با پاک کن، تراش، خط کش و مدادهای دیگر در یک جا بودم. وقتی وارد اتوبوس مدرسه شدیم همراه با حرکت همه ما در داخل جعبه مداد تکان خوردیم، از دست پاک کن که روی من نشسته بود عصبانی شدم.

بالاخره وقتی به مدرسه رسیدیم، دوستش که کنارش نشسته بود پرسید: این مداد جدید است؟ چقدر قشنگ است؟ پسرک چند مطلبی با من نوشت، سپس من را دوباره درون کیفش گذاشت. روز اول به من خیلی خوش گذشت. پسرک هر سه روز یک بار مرا تیز می کرد. گاهی با من می نوشت، نقاشی می کشید یا حتی پشت کتاب هایش خط می زد. کم کم کوچکتر می شدم چون او بی وقفه از من استفاده می کرد. من در آخرین روزهای زندگی ام بودم. می‌ دانستم یک بار دیگر که تیز شوم دیگر تمام می‌شوم.

نتیجه:
در کل، من زندگی شادی داشتم و هدفم که کمک به بچه ها برای نوشتن مطالب، کلمات یا نقاشی بود را برآورده کردم.

مطالب مرتبط با جان بخشی:

Comments